واکسن چهارماهگی
دوشنبه 30/10 من و شما و بابایی رفتیم یک مرکز بهداشتی نزدیک خونمون که برای شما واکسن بزنن.قرار بود بریم همون مرکزی که قبلا رفته بودیم چون اونجا برات پرونده تشکیل داده بودیم اما چون بابایی کار داشت نشد بریم! نازپسرم طاقت دیدن گریه هاتو نداشتم اما خوب واکسن برای سلامتیت الزامی بود.
وقتی رسیدیم ما اولین نفر بودیم و رفتیم توی اتاق،خانمی که قرار بود برات واکسن بزنه چندتا سوال ازم کرد و همین طور که ما مشغول صحبت بودیم شما به اون خانم نگاه می کردی و می خندیدی.الهی قربونت برم که نمی دونستی چه خبره!!بعد شما رو خوابوندیم روی تخت و بابایی پاهای شما رو گرفت و اون خانم واکسنت رو زد.وقتی سوزن رو فرو کرد تو پات یه جیغ زدی و شروع به گریه کردی الهی بمیرم برات که دردت گرفت.من هم زود بغلت کردم و پستانکت رو گذاشتم دهنت و قدری آروم شدی... قبل از زدن واکسن بهت استامینوفن داده بودم،اون خانم هم گفت هر چهار تا شش ساعت یکبار بهت قطره بدم و روز اول از کمپرس سرد استفاده کنم و از فردا کمپرس گرم برات بگذارم.خدا رو شکر اینبار زیاد اذیت نشدی و خیلی هم تب نکردی. این هم عزیز دل مامان بعد از زدن واکسن که خیلی بی حال بودی،البته یه سرماخوردگی خفیف هم داشتی...



واکسن چهارماهگی
